در کل زندگی ام، شب ها، رسماً کاری جز این نداشته اند که به روحم تجاوز کنند و با این حال، محض خالی نبودن عریضه و به لطف اضطراب و التهاب و تمام واژه هایی که با این چیزها قرابت معنایی دارند، این جسم بی خوابی کشیده هنوز بیدار است؛ ساعت دو و سی و شش دقیقه. این شب زنده داری ها هم عاقبت شاعرمان نکرد.